شمارهٔ ۱

غزلیات

اول به نام آنکه زد این بارگاه را
افروخت شمع مشعله مهر و ماه را

برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلم
بر جا نشاند روز مرصّع کلاه را

خفتان نقره کرد برون از تن جهان
پوشاند بر سپهر لباس سیاه را

رخسار و زلف و چشم و خط و خال آفرید
آنگاه داد راه تماشا نگاه را

صف بست دور چشم سیه چون دو پادشاه
از هر طرف ز لشکر مژگان سپاه را

بر سنگ داده گوهر و بر نیش داده نوش
خاصیّت تمام رسانده گیاه را

بر پیش بحر رحمت او جمله قطره‌ایم
قصاب غم مدار چو کردی گناه را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}