شمارهٔ ۳

غزلیات

ساقی بیا که باز خراب است حال ما
پیش آر باده ای صنم بی‌زوال ما

جامی بده که دست نشاطی بهم زنیم
شد خشک در قفس همه اعضا و بال ما

ما در غم تو روز شب ای بی‌وفا و تو
در خاطرت نمی‌رسد اصلاً خیال ما

ما خانه‌زاد محنت و اندوه و ماتمیم
فارغ نشین که دهر ندارد مثال ما

از چشمه‌سار، قطره آبی نخورده‌ایم
از آن به شیشه جلوه نماید ، نهالِ ما

قصاب دم مزن که به جایی نمی‌رسد
فریاد نارسای تو و قیل و قال ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}