شمارهٔ ۵

غزلیات

نهاده حسن تو بنیاد دلربایی را
گرفته گل ز رخت بوی بی‌وفایی را

کسی نیافته قدر برهنه پایی را
خراج نیست در این ملک بی‌نوایی را

رسا نمی‌شود از سعی خامه تقدیر
به قد آن که بریدند نارسایی را

ز خون دل ثمری جلوه ده در این گلزار
چو سرو چند کنی پیشه خودنمایی را

ز زهد خشک به تنگ آمدم شراب کجاست
که تا به آب دهم خرقهٔ ریایی را

رضا به عشرت عالم نمی‌شود قصاب
کسی که یافت چو من لذت جدایی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}