شمارهٔ ۲۳

غزلیات

افزود عکس رویش خوش بر صفای مینا
خواهم نمود امشب جان را فدای مینا

بر دامن تو جا کرد از روی مهربانی
جا دارد ار گذارم سر را به پای مینا

دست تواش به گردن شد آشنا عجب نیست
خالی اگر نمایم در دیده جای مینا

آموخت تا صراحی ریزش ز دست جودت
گردیده کاسه بر کف ساقی گدای مینا

چشمش به سوی ساقی دست وی‌اش به گردن
در بزم نیست بیجا ترخنده‌های مینا

دربان بزمت امشب تا کرده است زانو
در مجلس تو باشد تا باز پای مینا

قصاب زخم دل را ناید به کار مرهم
وین درد به نگردد جز با دوای مینا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}