شمارهٔ ۷۲

غزلیات

بر سر تو را چو طره کاکل شکسته است
گویی که سنبلی به سر گل شکسته است

بنشسته است ز آب عرق بر رخ گل آب
یا آنکه شیشه دل بلبل شکسته است

زلف است سرنگون ز رخت یا ز نازکی
بر روی لاله ساقه سنبل شکسته است

این قطره‌ها که می‌چکد از برگ شبنم است
یا گل پیاله بر سر بلبل شکسته است

افتاده راه قافلهٔ اشگم از نظر
از جوش آب چشمه این پل شکسته است

محتاج دیگری نبود یک کناره نان
هر کس ز خوان صاحب دلدل شکسته است

قصاب آمده است ز کاشان برون ز خاک
سنگی که نرخ گوهر آمل شکسته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}