شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

خورشید تف از عارض تابان تو دارد
مه روشنی از شمع شبستان تو دارد

تمکین و سرافرازی و رعنایی و خوبی
سرو سهی از قدّ خرامان تو دارد

خود را ز حشم کم ز سلیمان نشمارد
آن مور که ره بر شکرستان تو دارد

آفاق ز رخ کرده منوّر گل خورشید
پیداست که رنگی ز گلستان تو دارد

هنگام تبسّم ز غزل‌خوانی بلبل
رمزی است که گل از لب خندان تو دارد

گر طعنه زند بر چمن خلد عجب نیست
آن دل که گل غنچه پیکان تو دارد

برکش ز میان تیغ و به قصاب نظر کن
چون گردن تسلیم به فرمان تو دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}