شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

عشق داد از درد او هر لحظه پیغام دگر
عمر گر باقی ست می‌گیریم سرانجام دگر

تا سر زلف تو پرچین است ای صیاد دل
حاش لله گر بگیرم حلقه دام دگر

ای انیس جاودانی من زبانم لال باد
غیر نامت گر برانم بر زبان نام دگر

چون توام دادی در اول ساقیا جامی چنان
آرزو دارم که گیرم از کفت جام دگر

صبح روشن گشت و ما را مطلبی حاصل نشد
با غمت امروز می‌سازیم تا شام دگر

روزها بگذشت بر قصاب و درددل نکرد
می‌گذارم شکوه آن را به ایام دگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}