اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات ناتمام
درها به روی ناز و تماشا گشاده اند
دل برده اند و در عوض آیینه داده اند
بیش از دمی بر اهل هوس اعتماد نیست
گر چون کمان خدنگ تو را سینه داده اند
از من اسیر باده پرستی رواج یافت
زهدم به غارت شب آدینه داده اند
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
درها به روی ناز و تماشا گشاده اند
دل برده اند و در عوض آیینه داده اند
بیش از دمی بر اهل هوس اعتماد نیست
گر چون کمان خدنگ تو را سینه داده اند
از من اسیر باده پرستی رواج یافت
زهدم به غارت شب آدینه داده اند
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}