شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
به دست خویش ببر بر سر مزار چراغ

مده ز کف دل روشن به پشت‌گرمی مهر
برای تیرگی شب نگاهدار چراغ

به خلق و چرب‌زبانی سخن دریغ مکن
که ماند از تو به یک‌سو به یادگار چراغ

دلیل تیره‌دلان شو که دستگیری غیر
چنان بود که گذاری به رهگذار چراغ

فزون ز قسمت خود از جهان مخواه ز کس
مدار بیهده در پیش چشم تار چراغ

ز تیرگی نتواند به پیش پا دیدن
اگر دهند به دست گدا هزار چراغ

حذر ز آه پریشان‌دلان نما قصاب
منه به رهگذر بار زینهار چراغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}