شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم
چندین هزار غم به سر هم گذاشتیم

روزی که غمزه تو ز کین برکشید تیغ
ما دست رد به سینه مرهم گذاشتیم

دادیم سر به حکم تو از بهر قتل خویش
انگشت تا به دیده پرنم گذاشتیم

گردید ثبت دفتر غم سرنوشت ما
تا پای در قلمرو آدم گذاشتیم

یک‌باره ز اهل شوق گرفتند خوش‌دلی
بر محضر زمانه چو خاتم گذاشتیم

قصاب انتخاب نمودیم درد عشق
خوش منتی به مردم عالم گذاشتیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}