شمارهٔ ۲۳۵

غزلیات

در عشق عاقبت به بلا مبتلا شدیم
تا پایبند آن سر زلف دوتا شدیم

تا آمدیم بر سر سودای دوستی
دادیم نقد دل به تو و مبتلا شدیم

بیگانگی ز مردم عالم ضرر نداشت
از خود برآمدیم و به خلق آشنا شدیم

گیریم تا ز سفره افلاک توشه‌ای
چون دانه خرد در دل این آسیا شدیم

دادیم صبر و هوش و گرفتیم داغ هجر
تا همنشین به آن صنم بی‌وفا شدیم

از ما کنند خلق تماشای عالمی
در عشق همچو آینه گیتی‌نما شدیم

بردیم ره به عیش و گرفتیم کام دل
قصاب چون‌که ما و تو بی‌مدعا شدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}