شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

خوش عشرتی است با دل دانا گریستن
بر کشت خویش در دل شب‌ها گریستن

بر حال خود به درگه او پیش‌بینی‌ای است
امروز در مصیبت فردا گریستن

باید به پای سرو چمن با صد آرزو
رفتن به یاد آن قد رعنا گریستن

تو سرو جویباری و ما ابر نوبهار
از توست جلوه کردن و از ما گریستن

در مجلسی که جای کند در کف تو جام
خون باید از نشاط چو مینا گریستن

قصاب تنگنای قفسر سیر گوشه‌ای است
تا کی توان به دامن صحرا گریستن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}