اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات ناتمام
مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آید
دل ساغر پرستم از شب آدینه باز آید
ز پرهیز تماشای تو کارش رفته است از دست
نگاهی کن که جانی در تن آیینه باز آید
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آید
دل ساغر پرستم از شب آدینه باز آید
ز پرهیز تماشای تو کارش رفته است از دست
نگاهی کن که جانی در تن آیینه باز آید
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}