شمارهٔ ۲۶

مقطعات

ملکان را ز آسمان کبود
چون تو هرگز کریم و راد نبود

هرگز از تو کسی بلا نکشید
هرگز از تو کسی جفا نشنود

عید فرخنده باد بر تو ملک
باد یزدان ز جان تو خشنود

تا ترا درد رنجه داشت همی
روز مردم ز درد گشت کبود

ما همه بندگان چو شیفتگان
دل غم آلود و دیده خون آلود

تا بدین مایه حال تو یزدان
خلق را صنع خویشتن بنمود

بس نه بخشود بر تو باد یقین
بر همه مردم جهان بخشود

دار و گیر جهانیان را چرخ
ز تن و جان و دل ترا بزدود

تنت پالود کردگار ز درد
زود گردی درست و خرم زود

گر جهان بر تو وقف کرد خدای
نکند بر تو هیچ دشمن سود

باد چندان بقات در شاهی
که بود نام بت پرست و جهود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}