شمارهٔ ۱۹ - در شکایت از عدم وصول حوالتی که برای او شده است

دیوان اشعار

ای خواجه تا کی از تو بیداد و ظلم بر من
تا چندمان دوانی « . . . » به گرد خرمن

کردی مرا حواله با گنده ای و پیری
این عار شهر و روستا آن ننگ کوی و برزن

از عشوه ها نگفتم چون پسته کنندم
در دستشان می فکن در پای سیم افکن

آن گویدم بدین شو وین گویدم بدان شو
من در میانه حیران تو بر کناره برزن

چون گویمش که دستار آن گویدم که اینک
بردار و ریشه می کن یعنی که ریش می کن

ای صدر دین که بادی با خیر و خرمیها
اندر میانه ما منداز شر و شیون

ما را حواله ای کن زین به که نیست پیدا
آن زن به مزد مسکین در هیچ جا و مسکن

تا کی دهم صداعت در دم این پلیدان
که آخر بهشت نتوان برساختن ز گلخن

گندم بدول بادا با تو مرا همیشه
شادانه باد جوجو مرجوی ارزن ارزن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}