شمارهٔ ۳۴ - در مدح کسی و درخواست گوشت از او و شکایت بوی از سهل نامی

دیوان اشعار

ای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
خار دو چشم دشمنی و ورد دست دوست

شد سهل و حق خدمت من سهل برگرفت
در خون سرشته به که چنانش سرشت و خوست

سختی مکن تو نیز چنان سست رای از آنک
کس دیده نیست سهلی از آن صعب تر که اوست

از بهر عید گوشت ندارم به یار سیم
زشتی مکن که خوی تو چون روی تو نکوست

ای که استخوان من همه پر مغز مهر تست
از بهر گوشت با تو برون آمدم ز پوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}