درد ِ پیری

دیوان اشعار

از عمر نمانده‌ست برِ من مگر آمُرغ
در کیسه نمانده‌ست برِ من مگر آخال

تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر
تا مانده نشد مرغ نداند خطر بال

ای گمشده و خیره و سرگشته کسایی
گواژه زده بر تو امل ریمن و محتال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}