به سفلگان

دیوان اشعار

عَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد
جگر بیاژن و آگنج ازو بسامان کن

بجوش گردن و بالان و زیره باکن از وی
نمک بسای و گذر بر تَبََنْگوی نان کن

به گربه ده و به عَکّه سُپُرز و خیم همه
وگر یتیم بدزدد بزنْش و تاوان کن

وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
غَدود و زهره و سرگین و خون بوگان کن

زه ای کسایی، احسنت، گوی و چونین گوی
به سفلگان بر، فَریِه کن و فراوان کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}