غزل شمارهٔ ۵۵

غزلیات

عشق را بخت تیره در کار است
جلوهٔ شمع در شب تار است

خوش به گرد سر تو می‌گردد
جگرم خون ز رشک دستار است

بس‌که بازار خار و خس گرم است
شاهدِ گل غریب گلزار است

رشک ابروی تو ز کارش برد
پشت محراب زان به دیوار است

موبه‌مویم ز بس‌که مضطرب است
کوکب داغ سینه سیار است

سینه بی‌ناوکی نخواهد ماند
مرغ این آشیانه بسیار است

نیست مژگان به گرد چشم کلیم
در رهت پای دیده بر خار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}