غزل شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

عاقل سپر زخم زبان گوش گران یافت
گر عقل بود این سپر از پنبه توان یافت

شیطان چه تمتع برد از اهل تجرد
رهزن چه درین بادیه از ریگ روان یافت

دنیاطلب، از موی میانان نشد آگاه
بس دیده که او حسن کمر در همیان یافت

ما را هدف ناوک بیداد نوشتند
آنروز که ابروی بتان شکل کمان یافت

نازم بخرابات که از هر در خانه
آبی که سیاهی برد از بخت توان یافت

از فقر و فنا می برد آلوده دنیا
فیضی که شکم بنده ز ماه رمضان یافت

سرگشته کلیم از پی آنم که درین راه
هر کس بطریق دگر از دوست نشان یافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}