غزل شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
بسینه آینه داغم آفتاب شود

تو گل بسر زدی و شمع گل زسر برداشت
زبیم آنکه مبادا ز شرم آب شود

در آتشم زتغافل نشانده ای، باری
تبسمی که نمک پاش این کباب شود

زشوق سوختم و تاب یک نگاهم نیست
حریص باده مبادا تنگ شراب شود

فروغ دیده ز می جسته ام مرا چشمیست
که چون حباب قدح روشن از شراب شود

امید کام ز مغرور سرکشی دارم
کزو نگاه بوصل ابد حساب شود

به کم نگاهی چشمش کلیم می سازم
امید هست که آن مست بی حجاب شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}