غزل شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

زپایم دهر خاری برنیاورد
که بختم صد بلا بر سر نیاورد

اجل از شیرمردان هر که را برد
بجایش دهر جز دختر نیاورد

درین عهد از رواج تیره روزی
کس آئینه بروشنگر نیاورد

قدم افشرد هر جا غیرت عشق
جگر پائی کم از خنجر نیاورد

زحسن عاقبت این بس، که دوران
به پیش ما ز بد بدتر نیاورد

چه دلسوزی کنی چون رفتم از دست
کسی از کشته پیکان بر نیاورد

سرم چون دولت فتراک دریافت
کلیم از درد ما سر در نیاورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}