غزل شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

بروی مرهم مرهم نهیم بر دل ریش
که زخم بر سر زخمست و نیش بر سر نیش

اگر ببادیه چون بیکسان هلاک شویم
زگردباد به بندیم نخل ماتم خویش

پر است خاطر آن بیوفا ز کینه ما
بغایتی که نگردد ز حرف دشمن بیش

بخون فشانی چشم بهانه جوست چنان
که خون زدیده جهد بر رگم زپیکر نیش

دلم ز ناز و نعیم جهان ندارد رنگ
چه جای نقش و نگارست خانه درویش

کلیم بهر خط زخم دلبران تن را
زدیم مسطری از استخوان پهلوی خویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}