شمارهٔ ۳

غزلیات

ای ماه برون آمده از مشرق بطحا
تابان ز رخت شعشعه نور تجلی

خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم
انوار الهی ز جبین تو هویدا

از پرتو روی تو مه و مهر منور
وان نورسیه از خم زلفین تو پیدا

ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودست
دارند بمهرت همه ذرات تولا

گر شرع تو رهبر نشود سالک ره را
کی در حرم وصل شود محرم مولی

هر دیده که در هر دو جهان حسن تو بیند
در صورت و معنی بود آن دیده بینا

سودا زده چون موی تو شد جان اسیری
زان دم که جمال رخ تو کرد تماشا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}