غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی

غزلیات

هردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
نه همین ز اهل وفا میل بریدن داری

ناله انگشت به لب می‌زندم هر ساعت
شکوه‌ای سر کنم ار تاب شنیدن داری

آتشی از نگه گرم نگاهی باید
از جگر گر سر خونابه کشیدن داری

هر سر موی ترا جلوه ناز دگر است
نگهی سوی خود انداز که دیدن داری

دگر آزادی کونین تمنا نکنم
گر بدانم که سر بنده خریدن داری

عزلتت گوشزد روح امین گشت کلیم
بس بود گر سر تحسین طلبیدن داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}