شمارهٔ ۹

غزلیات

ای سراپرده سلطان خیالت دل ما
کرده درد و غم تو خانه در آب و گل ما

سر به فردوس نیاریم چو زلف تو فرود
تا به خاک سر کوی تو بود منزل ما

مشکل ما دهن تست که هست آن یا نیست
جز به منطق لب تو حل نکند مشکل ما

شمع خود را سزد ار بر نکشد چون قندیل
شب چو از طلعت خود نور دهی محفل ما

بکن ای شیخ دعایی که بمیریم همه
تا دگر ننگ چنین خون نکشد قاتل ما

دیده چندانکه براند سخن از گوهر اشک
یار در گوش نیارد سخن نازل ما

دید سیل مژه در پیش کمال آن مه و گفت
در به دامن برد ار گریه کند سائل ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}