شمارهٔ ۲۸

غزلیات

دل بردی و دین رواست اینها
ای جان جهان چهاست اینها

بندم ز غمت جدا شد از بند
از جور و ستم جداست اینها

گفتی دهمت هزار دشنام
دشنام مگو دعاست اینها

خاک ره و گرد پاش گرد آر
ای دیده که توتیاست اینها

بر روی تو خال های مشکین
بر دل همه داغ هاست اینها

چشم خوش و خال خوش خط خوش
از جمله بتان کراست اینها

دل شد ز کمال غایب و عقل
گر نیست به تو کجاست اینها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}