شمارهٔ ۳۹

غزلیات

طاقت درد تو زین بیش ندارم یارا
چاره ای کن به نظر درد دل شیدا را

هوس روی توأم کرد پریشان احوال
زلفت انداخت مگر در دل من سودا را

هر کسی را ز لبت لذت جان حاصل شد
کام بی ذوق چه داند مزه این حلوا را

طاقت خنده ندارد لبت از غایت لطف
به سخن رنجه مکن آن لب شکر خارا

تا کند باد صبا غالیه سانی به چمن
برفشان بر سر گل سنبل عنبر سا را

وصف روی تو کمال ار نکند نقصان نیست
نبود حاجت مشاطه رخ زیبا را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}