شمارهٔ ۴۶

غزلیات

گر بری چون سر زلف این دل سودایی را
با پای بوس تو کشد این دل شیدایی را

من ازین در نروم زانکه بجانی نرسد
هیچ‌کاری به طلب عاشق هر جایی را

روی ننموده گرفتم که روی از بر ما
به کجا می‌بری این خوبی و زیبایی را

چه ورنها که کهن کرد به دفتر گل سرخ
تا بیاموخت ز رویت چمن‌آرایی را

خار مژگان منگر پای بنه بر سر چشم
که زیانی نرسد از مژه بینایی را

روی زاهد نکند آرزو این چشم نرم
میل خشکی نکند مردم دریایی را

در نگیرد دمت ای ناصح دانا به کمال
تا بر آتش ننهی دفتر دانایی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}