شمارهٔ ۴۸

غزلیات

مست عشقم ز خرابات میارید مرا
تا ابد بر در میخانه گذارید مرا

باده پاک روان پیش من آرید دمی
آخر از پاکروان چند شمارید مرا

من که امروز ز تسبیح به استغفارم
بیش در صومعه مهجور مدارید مرا

دلم از زلف بتان سلسله دارد بر پای
تا که از حلقه رندان بدر آرید مرا

ز آبرو دست توان شستن و از نی نتوان
مگر آن روز که با خاک سپارید مرا

دیشب از میکده سرمست به دوشم بردند
گو چنین هم به در دوست بدارید مرا

گر حریفانه باید به سر وقت کمال
شکر ناب میارید می آرید مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}