شمارهٔ ۳۰

غزلیات

ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
گیسوی عنبرین تو حبل المتین ما

افسون غمزه تو دلم را ز ره ببرد
چشمت برهزنی شده سحر مبین ما

ز ابرو و غمزه چشم تو چون ترک فتنه جو
تیر و کمان گرفته بود در کمین ما

جانا ز زلف سرکش خونریز بازجو
کز بهر چیست بسته میانرا به کین ما

دست قضا ز آتش شوقت کشیده بود
روز الست داغ چنین برجبین ما

با عاشقان ز مذهب و زهد و ورع مگو
رندی و عشق ورزی و مستیست دین ما

خو کن بدرد عشق و غم او اسیریا
شادی مجو و عیش ز جان حزین ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}