شمارهٔ ۹۹

غزلیات

به چین زلف تو کان رشک صورت چین است
ز وقت شیر مزیدن لب تو شیرین است

دمی ز دیده پرخون نمی‌شوی بیرون
بدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است

دگر فوس کنانم مگو که زان توام
که سوختم ز دروغ تو راستی این است

از مهر کرد و وفا توبه آن دل سنگین
چگونه توبهٔ او بشکنم که سنگین است

به درد و غم چه نهی مستم ز نو ستمی
کرم نمای که آن لطف‌های دیرین است

برم سر از تن و بر آستانت اندازم
گرش به خواب ببینم که میل بالین است

برای وصل تو خواند کمال ورد و دعا
شنیده که دعاها برای آمین است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}