شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

بی تو مرا چشم جهان‌بین تر است
چهره به خون دل غمگین تر است

در تب هجر تو لب و چشم من
یک دو دم آن خشک و دمی این تر است

هیچ شبی بر سر بستر مرا
دیده نخسبید که بالین تر است

لشکری عشق ترا ز آب چشم
اسب تر و جامه تر و زین تر است

طفلی و آید ز تو شوخی ملیح
زانک ز شیرت لب شیرین تر است

هر که خجل شد به عرق تر شود
پیش رخت زان گل رنگین تر است

در صفت خال و خط او کمال
دم به دم انفاس تو مشکین تر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}