شمارهٔ ۳۵

غزلیات

جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
که پیش چشم مجنونست عالم سربسر لیلی

چو شد مشهور در عالم جمال یار و عشق ما
چرا افسانه میگوید کسی از وامق و عذرا

بعالم کی بدی نام و نشان عالم و آدم
اگر از پرده هر دو نبودی حسن تو پیدا

کجا حسن دل افروز تو دیدی عاشق بیدل
اگر لطف تو نگشودی نقاب از روی جان افزا

ز بار محنت عشقش مرو ای دل ز جای خود
بدرد عاشقی می باش همچون کوه پا بر جا

اگر تو عشق می ورزی ز خود بگذر که عاشق را
حجابی بدتر از هستی نباشد در ره مولی

اسیری تا ابد نبود ز فکر زلف او خالی
چو از روز ازل آمد نصیبش مایه سودا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}