شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست
چشمی که چنین است به دیدار تو اولیست

صورنگر از آن صورت و معنی چو خبر داشت
انگیختن صورت چینش به چه معنیست

بر طرف چمن سور به صد شرم بر آید
از سایة قد تو که همسایه طوبیست

زآن طاق دو ابرو که بخوبی شده طاقند
کریست در آن طاق که منسوب به کسریست

خونی که به جو میرود از دیده مجنون
سیلی است که راه گذرش بر در لیست

زآن زلف به دردم شده رنجور چو ایوب
از لب شکری ده که شفاخانه عیسی ست

هر خوب که در چشم کمال آبد و محبوب
را گوید به از آنی نو و فکری به ازین نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}