شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

خاک درت به چشم من از صد چمن به است
باغی خوش است عارضت اما ذقن به است

کوی نو خواهد این دل آواره نی بهشت
مرغ غریب را ز گلستان وطن به است

تنها نه روی نسبت به از گلرخان چین
بوی تو هم ز نکهت مشک ختن به است

گفتی به دستبوس نو بوسی زبان کنم
در دست کسی چه سود شکر در دهن به است

چون چشم سوز نیست دهان تو در خیال
ما را همیشه چشم بدان دوختن به است

ای دل حدیث دوست به است از در عدن
این نکته گوش کن که ز در عدن به است

گویند گفته تو بود از تو به کمال
من بلبلم بلی سخن من ز من به است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}