شمارهٔ ۳۷

غزلیات

ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما
اسمای تو بر صورت عالم شده پیدا

پیدا شده از مهر رخت جمله ذرات
ز آئینه هر ذره جمال تو هویدا

عالم همگی مظهر اسماء و صفاتست
ظاهر ز ظهور تو چه مسجد چه کلیسا

هرجا که نظر کرد جمال رخ تو دید
صاحب نظری دیده وری عارف بینا

در کون و مکان از همه رو روی ترا دید
آنکس که بغیر از تو ندید از همه اشیا

چون عاشق و معشوق توئی غیر تو کس نیست
مجنون شده بر حسن خودی از رخ لیلی

آزاده اسیری که ز روی همه خوبان
جز حسن و جمال تو نکردست تماشا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}