شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

درد کز دل خاست درمانیش نیست
خون که دلبر ریخت تاوانیش نیست

از لبت دورم چو مهجورم ز تو
جان ندارد هر که جانانیش نیست

بی رخت شد چون دهانت عیش من
تنگ عیش است آنکه بستانیش نیست

پیشه رندان پارسا طفل رهست
لاجرم جز چشم گریانیش نیست

نیست مسکینی که بر بویت چو عود
دود پیدا سوز پنهانیش نیست

پیر ما بوسی از آن لب بر نکند
چون کند بیچاره دندانیش نیست

نیست بیار لذتی در خور کمال
بی نمک خوانی که مهمانیش نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}