شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

دوست در جان و نیست خبرت
تشنه میری و آب در نظرت

نام دریا دلی برآوردی
طرفه اینه کآب نیست بر جگرت

بسکه پیش تو رفت ذکر فرات
صفت آب کرد تشنه ترت

برهد جانت از تعطش آب
که بسره وقت ما فتد گذرت

به خدا و بهشت مژده دهان
به خدا می دهند درد سرت

آدم از خود بهشت نیک بهشت
مرد باید به همت پدرت

به دو عالم نظر من چو کمال
تا نمایند عالم دگرت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}