شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

آنرا که بر زبان صفت روی او رود
در هر سخن ز خود رود اما نکر رود

تا عود جان نسوخت به چشمم وطن نساخت
آری پری به خانه مردم بر رود

مرگ خیال عارض او بگذرد به چشم
آن لحظه آب دولت عاشق بجو رود

منشین چو خال بر لب شیرینش ای مگس
نرسم ز لطف پای تو آنجا فرو رود

عمری بیاد رفته همان به که بی لبش
همچون حباب در برجام و سبو رود

کحل الجواهر از نظر افتد مرا چو اشک
در چشم درفشان اگر آن خاک کر رود

سیل سرشک برد بکویت کمال را
هر جا رود گدای تو با آبرو رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}