شمارهٔ ۵۴

غزلیات

مائیم ترا همیشه طالب
ای وصل تو منتهی المطالب

مرغوب همه بهشت و حورست
مائیم بروی دوست راغب

در میکده با شراب و شاهد
پیوسته حریفم و مصاحب

آن یار زکس نبود محجوب
مایی و منی مراست حاجب

در مجلس وصل اوست حاضر
هرکس که ز خویش گشت غایب

در مغرب جان عاشقان شد
خورشید جمال عشق غارب

با وصل توایم شاد و خندان
داریم ز فرقتت مصایب

کردم دل و دین فدای معشوق
این بود بعشق رأی صایب

از مشرب عشق عقل دور است
زان مختلف آمد این مشارب

عشق آمد و گشت عقل مغلوب
شد عشق از آن بجمله غالب

می باش اسیریا هنربین
از خلق خدا مجو معایب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}