شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

دوستانم سگ تو میخوانند
دوستان قدر دوستان دانند

تیزتر باشدم به مهر تو دل
که به تیغ از در توام رانند

با رقیبان تند خوی بگوی
که ز کشتن مرا نترسانند

از رخت هم حق نظر برسد
گر دو زلف تو حق نپوشانند

چه درخت گلی که از سر شاخ
هر گلی بر تن تو لرزانند

کی گذارند حاسدان بتوام
که مرا هم بمن نمی مانند

به غلامی بر آر نام کمال
تا همه خلق مقبلش خوانند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}