شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

روی تو به جز آینه دیدن که تواند
زلف تو به جز شانه کشیدن که تواند

قند دهنت شربت خاصی که ز لب ساخت
دیدن نتوان خاصه چشیدن که تواند

چندانکه توئی آرزوی جان عزیزان
با آروزی خویش رسیدن که تواند

در زیر لب از بیم رقیب تو بر آن روی
ما فاتحه خواندیم دمیدن که تواند

مشاطه دلی داشت چو پولاد به سختی
ورنه ز چنان زلف بریدن که تواند

چون نیست کمال از سخنان تو گزین تر
کس را به سخن بر تو گزیدن که تواند

آنجا که بخوانند بلند این سخنان را
دیگر سخن پست شنیدن که تواند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}