شمارهٔ ۴۷۴

غزلیات

فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید
که گر به کوه بسنجم غمت فزون آید

گذشت از غم فرهاد سالها و هنوز
صدای ناله اش از کوه بیستون آید

اگر رود ز دل ریش من بگردون دود
بسوزد ابر و ازو ژاله لاله گون آید

به بین تفاوت راه ای قبه خشک دماغ
تراز بینی و ما را ز دیده خون آید

ز چشم سلسله مویان حکایت احباب
حکایتیست که از مستی و جنون آید

همین که نقش دهانش چو میم بندد چشم
خیال ابروی او پیش من چو نون آید

عجب مدار که روزی به آب چشم کمال
ز آستانه او سرو و گل برون آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}