شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

گرچه سرو چمن از آب روانی دارد
نتوان پیش قدت گفت که جانی دارد

به لب تشنه نشان می دهد از آب حیات
خاک راهی که ز پای تو نشانی دارد

عاشق ار قد نو خوانده به گمان سرو بهشت
عاشق پاک نظر راست گمانی دارد

زان میان نیست نشان و سختی نیست در آن
سخن آنجاست کسی را که دهانی دارد

نسبتی کرد در آن سوی میانرا به خبال
کمرش بست خیالی که میانی دارد

ای که گفتی ز پیش اشک چو گلگون مدوان
با کسی گوی که در دست عنانی دارد

باره اندوه و غم بار بک روح کمال
بر دل و دیده گران نیست گر آنی دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}