شمارهٔ ۵۲۲

غزلیات

به من عید شد مبارک باد
عیدی عاشقان چه خواهی داد

عیدی و عید ما مه رخ تست
عید ما بی رخ تو عید مباد

گفته پرسم از تو عید دگر
. کاین وعده هم بعید افتاد

جانم از غم رهان چون عید رسید
عبد زندانیان کنند آزاد

عید شد بگذر از وعید کمال
عید سازند خاطر همه شاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}