شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

هرگز ز زلف خویان بوی وفا نباید
گر تو شنیدی این بو باری مرا نیاید

مشتاق پای بوسم زآن بر سرم نباتی
منعم ز بیم خواهش پیش گدا نیاید

دی گفته ای به تحفه آرید سر بر این د
عاشق به سر بیابه آنجا اما به پا نیاید

پیش تو بهر نام است آمده شد رقیبان
دور از خدا، به کعبه بهر خدا نباید

گر خرمیم و خندان از عمر نشریم آن
روزی که از تو ما را درد و بلا نباید

عاشق نخواست دنی از دوست بلکه عقبی
حرص و لئیم طبعی از پادشاه نیاید

نطع کمال خوشتر از فرش پادشاهان
کز پوریای رندان بوی ریا نیاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}