شمارهٔ ۵۵۳

غزلیات

همه عمر از تو به من بوی وفائی نرسید
دل رنجور ز وصلت بشفائی نرسید

این همه خون بناحق که در ایام تو رفت
هیچکس را به تو چون و چرائی نرسید

غم هجران توام جان به لب آورد و هنوز
لب امید ببوسیدن پائی نرسید

بر درت زآن همه فریاد که کردیم و خروش
سگ کوی تو بفریاد گدانی نرسید

هر کسی بافت بخوان کرمت دسترسی
دست کوتاه من الأ به دعای نرسید

غایت لطف همین است و کرم کز تو مرا
ساعتی نیست که تشریف بلائی نرسید

سالها در راه مقصود بسر رفت کمال
سالها بین که بر رفت و بجائی نرسید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}