شمارهٔ ۵۶۶

غزلیات

آن ترک مست بین که چها می کند دگر
هرگز وفا نکرد و جفا می کند دگر

چشمش که کافریست چه کافر که عین کفر
آهنگ و عزم کشتن ما می کند دگر

باد صبا بشوق ز دست خیال او
پیراهنی که داشت قبا می کند دگر

زنهار ازین زمانه بیدادگر مرا
کز بار و شهر خویش جدا می کند دگر

مسکین کمال از سر صدق و صفای دل
جائرا فدای عهد و وفا می کند دگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}