شمارهٔ ۵۹۷

غزلیات

با چشم خوش ای شوخ مرا جنگ مینداز
محنت زده را به بلا جنگ مینداز

در دست صبا سلسله زلف میفکن
شوریده دلان را به صبا جنگ مینداز

شب بر در تو بوده ام این راز نهان دار
آن حاسة سگ را به گدا جنگ مینداز

گفتی بر باران بردمه کشتن یاری
نا آمده در مجلس ما جنگ مینداز

یک ناوک دیگر بزن و راست رسانتر
با جان دل مجروع مرا جنگ مینداز

در دست کمال آن سر زلف افکن وشو صلح
خود را بمن بیسر و پا جنگ مینداز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}